چهارشنبه 2 خرداد ماه 1397 | ثبت نام | ورود | کاربر مهمان  | فارسی   English
روز دوشنبه ۲۴ اردیبهشت‌ماه، دکتر حسین عبده تبریزی در سمینار معاملات آتی و تحلیل بازار طلا که به همت کارگزاری مفید برگزار شده بود، شرکت کرد.
امیدوارم در این جلسه بتوانم حداقل این موضوع را روشن کنم که اقتصاد ایران در هر شرایطی راه‌حل دارد. به علاوه به جوانان حاضر در جلسه در مورد اشتغال آنان نکاتی را عرض کنم.
در تاریخ ۱۳۹۷/۰۲/۲۶، حسین عبده تبریزی در سالن بهمن دانشگاه صنعتی امیرکبیر تهران حضور یافت و سخنرانی‌ای با عنوان ʺراهبردهای برون‌رفت از شرایط دشوار اقتصادیʺ ارائه نمود.
ویراست سوم کتاب فرهنگ اصطلاحات مالی و سرمایه‌گذاری بالاخره در چند روز اخیر انتشار یافت.
در روز شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ در محل «کافه خرد» در مرکز رشد دانشگاه علامه، نشستی با مشارکت آقای عبداله کوثری و حسین عبده تبریزی تشکیل شد که هدف از آن نشان‌دادن رابطه‌ی ادبیات با اقتصاد بود.
Print Send to Friends
شنبه 15 اردیبهشت ماه 1397 | hits : 203 | Code: 1541
ممنوعیت تلگرام


خبر مدتی است در راه است. اما وقتی می‌رسد، باز هم شگفت‌زده می‌شوی. چرا تلگرام فیلتر می‌شود؟
خبر مدتی است در راه است. اما وقتی می‌رسد، باز هم شگفت‌زده می‌شوی. چرا تلگرام فیلتر می‌شود؟ مجرایی که از آن ده‌ها هزار نفر کاسبی می‌کنند؛ میلیون‌ها نفر از عزیزانشان با خبر می‌شوند و با هم درددل می‌کنند؛ بسیاری در مورد ادبیات، هنر، علم، معماری و … مبادله‌ی اطلاعات می‌کنند و من با دانشجویان در ارتباط می‌مانم. چرا این فضا مسدود می‌شود. ذهنم به هزار جا می‌رود. خاطره‌های بسیاری به ذهنم می‌آید: ممنوعیت نوار صدا، ویدئو، فاکس، ماهواره، .. در جمهوری اسلامی. از این‌ها هم دورتر؛ خاطره‌هایی از بچگی. چهار یا پنج‌ساله‌ام. پدرم مرا با خود به بازار می‌برد. چون کار دارد(!) مرا در امامزاده زید در انتهای بازار کفاش‌ها رها می‌کند و نمی‌دانم چند ساعت بعد بر می‌گردد. بچه‌ها ساعت‌ها در صحن شبستان‌ تنها به انتظار می‌ماند. برای بچه زمان طولانی می‌گذرد. ظهر می‌شود و هنگام نماز. بعد روحانی‌ای بالای منبر می‌رود. یکی از این میکروفن‌های قدیمی تمام‌فلزی جلوی اوست. هنوز خطیب مدخل کلام را به میانه نرسانده که عده‌ای از مومنین به اعتراض قیام می‌کنند و حکم ممنوعیت میکروفن را یادآور می‌شوند.. دواره ذهنم به آن سال‌ها بر می‌گردد. رفتن به همراه پدرم یک یا دو بار به حمام‌های خزینه‌دار بازار چون دوش حرمت داشت و حکم‌هایی علیه آن صادر شده بود. بعد یاد ممنوعیت رادیو و تلویزیون در خانه‌ی خودمان می‌افتم و یاد دو خواهرم که چادر به سر به خانه‌ی همسایه می‌رفتند تلویزیون تماشا کنند. سال اول دانشکده بودم که از پول خودم شاب لورنس کوچکی به خانه بردم. مادرم تا روزهای اول انقلاب هرگز به تلویزیون نگاه نکرد. یاد همه‌ی این سانسورها و خودسانسوری‌ها، ممنوعیت‌ها و خودممنوعیت‌ها می‌افتم. یاد کسانی می‌افتم که به بهانه‌های واهی یوتیوب را بسته‌اند و ایرانی‌ها را از میلیاردها ساعت فیلم آموزشی محروم کرده‌اند. در شگفتم این‌ها این اختیار را از کجا آورده‌اند؟ چگونه انقلابیون شوروی به خود اجازه دادند هفتاد و چند سال مردم را از سفر کردن منع کنند؟ آنان از کجا چنین حقی به خود می‌دادند؟ و امروز آنان که تلاش می‌کنند بی‌نتیجه مردم را از دسترسی به این مجرا یا آن فضا محروم کنند، این حق را از کجا آورده‌اند؟ و چرا مسائل را این گونه می‌بینند؟ آیا به صرف اینکه با قلم می‌شود فحاشی کرد، قلم را باید ممنوع کرد؟ آخر این چه استدلالی است که خارجی‌ها از تلگرام سوء استفاده می‌کنند؟ نود و نه درصد مردم حرف محرمانه‌ای ندارند که به درد خارجی‌ها بخورد. اگر نگرانی از داده‌های بزرگ است که روندهای رفتاری کشف شود، باید نگران گول باشیم؟!!
فرم ثبت نظر
نام
آدرس ايميل
متن نظر *
متن کنترلی را وارد کنيد *

در اين بخش نظری ثبت نشده است.
© Copyright 2011 iranfinance.net All Rights Reserved. Powered by : HomaNic.com | Developed by :